عزت نفس

سلامت ذهن در داشتن عزت نفس است.

در واقع ما باید شناخت روشنی از هویت، شایستگی و ارزش خود داشته باشیم.

هرچند با نبود سرمشق های ارزشمند، تغییر و تحول سریع و غیره ما در مقطع خطرناکی از تاریخ هستیم و بی خبر از ماهیت خود نه می دانیم کیستیم و نه می توانیم به خود اعتماد کنیم.

در این دنیا ثباتی نیست پس باید این ثبات را در خود ایجاد کنیم. چون نبود عزت نفس ما را در شرایط نامطلوبی قرار می دهد.

4 پرسش اساسی درباره ی عزت نفس است :

  • عزت نفس چیست ؟
  • چرا عزت نفس مهم است ؟
  • چگونه می توانیم بر عزت نفس خود بیفزاییم ؟
  • دیگران در ایجاد عزت نفس در ما چه نقشی بازی می کنند ؟
عزت نفس متأثر از عوامل درونی و بیرونی است:

منظور از عوامل درونی، عواملی که از درون نشأت می گیرد یا خود شخص آن را ایجاد می کند؛ مثل نقطه نظرها، باورها، اعمال یا رفتار.

عوامل بیرونی، همان عوامل محیطی هستند، پیام هایی که کلامی و غیر کلامی انتقال پیدا می کنند و تجربه هایی که با شادمانی آن پدر، مادر، آموزگاران و یا اشخاص مهم در زندگی هر فرد هستند.

بحث عزت نفس یکی از نیازهای اصلی انسانی است که برای سازگارشدن انسان ضرورت دارد و در رسانیدن او به موفقیت نقشی ایفا می کند.

هرچه این نیاز کمتر مرتفع شود امکان فاصله گرفتن از موقعیت و رشد و تعالی کاهش پیدا می کند. تمام اختلالات رفتاری ریشه در کمبود عزت نفس دارد.

از میان همه ی داوری هایی که در زندگی می کنیم، هیچکدام اندازه داوری روی خودمان اهمیت ندارد که اگر بتوان عزت نفس را بالا برد بسیاری از نابسامانی های روانی برطرف می شوند.

در جامعه ای که افرادش به خود احترام نگذارند، اگر به افرادش بهای لازم ندهند و به ذهنشان اعتماد نکنند، نمی توانند موفقیتی را انتظار بکشند.

هرچند که تجربه نشان می دهد که اغلب اشخاص توانایی خود را در تغییر کردن دست کم می گیرند. اما واقعیت این است که همه می توانند تغییر کنند.

همه می توانند به رشد و بالندگی برسند و سرنوشت زندگی خود را به دست بگیرند و در قبال زندگی شان مسئولیتی عهده دار شوند.

عزت نفس چیست ؟

عزت نفس یک نیاز اولیه برای همه ی انسان هاست، بدانیم و ندانیم راه خود را درون ما می گشاید. آزادیم که عزت نفس را درک کنیم و یا همچنان نا آگاه باقی بمانیم که با انتخاب دومی، عواقب آن را باید بپذیریم.

در واقع عزت نفس به مراتب بیشتر از احساس خود ارزشمندی است. که اگر بخواهیم دقیق تر بگوییم :
  • اعتماد به توانایی خود در اندیشیدن است، اعتماد به توانایی خود به کنار آمدن با چالش های اولیه زندگی است.
  • اعتماد به حق خود برای موفق و شاد بودن است. احساس ارزشمند بودن و شایسته بودن، یعنی حق داشته باشید که نیاز خود را ابراز کنید و خواسته های خود را بگوئید تا از ثمرات تلاش خود لذت ببرید.

” پس باید گفت عزت نفس کیفیتی است که اگر آن را در زمانی به دست آوریم به موفقیتی رسیده ایم “

تصور اولیه :

اعتماد کردن به ذهن و دانستن این که هرکسی شایسته و زیبنده ی خوشبختی است جوهر و عصاره عزت نفس است، با عزت نفس با احتمال بیشتری در برابر مشکلات می ایستیم.

اگر عزت نفس ضعیفی داشته باشیم در برابر مشکلات تسلیم می شویم و قطعا با شکست مواجه خواهیم شد. اگر مقاومت و مداومت داشته باشیم امکان موفقیتمان بیشتر است.

اگر به خود احترام بگذاریم و بخواهیم دیگران نیز با ما رفتار محترمانه داشته باشند، علائمی را از خود نشان می دهیم و به طرزی رفتار می کنیم که احتمال رفتار و واکنش مثبت دیگران نسبت به خودمان را افزایش می دهیم که نتیجه ی آن تقویت و افزایش باورهایمان است.

در واقع ارزش عزت نفس صرفا در این نیست که به ما امکان می دهد احساس بهتری داشته باشیم. بلکه به ما فرصتی می دهد تا بهتر زندگی کنیم و با چالش های زندگی بهتر روبه رو شویم و از فرصت های مطلوب بهره برداری بیشتری نماییم.

اگر ما خودمان عزت نفس داشته باشیم، نیز می توانیم در تقویت عزت نفس فزندانمان نقش داشته باشیم.

تاثیر عزت نفس :

میزان عزت نفسی که ما داریم بر روی تمام جنبه های زندگیمان اثر خواهد گذاشت.

در کار، برخورد، مردم، میزان پیشرفت و ترقی، میزان موفقیت و همچنین در زندگی شخصی ما مثل روابط با همسر، ارتباط با فرزندان و دوستانمان.

عزت نفس سالم با رفتار عقلانی، واقع گرایی، هوشیاری، خلاقیت، استقلال، انعطاف پذیری، توانایی قبول تغییر، تمایل به اذعان اشتباهات و اصلاح آنها، خیرخواهی و همکاری و تعاون ارتباط مستقیم دارد و در عزت نفس پایین تمام این خصوصیات برعکس اتفاق می افتد.

عزت نفس حامی زندگی و متعالی کننده آن است و وسیله ای در خدمت دستیابی به هدف است و رسیدن به هدف، افزایش عزت نفس را در بر دارد.

اگر به آنچه آشنا و دیرینه باشد دل ببندیم و از چیزهای نو و بدیع دوری کنیم بر کمی عزت نفس خود می افزاییم.

هرچه عزت نفس ما بیشتر باشد بلندپرواز تر می شویم که این لزوما به شغل و حرفه محدود نمی شود بلکه زمینه های احساسی، ذهنی، خلاقیت و معنویت را نیز در بر می گیرد.
هرچه عزت نفس بیشتر باشد میل ابراز وجود بیشتر می شود و غنای درومان را بیشتر به نمایش می گذارد و هرچه عزت نفسمان کمتر باشد میل بیشتری به اثبات خود داریم.
هرچه عزت نفس ما بیشتر باشد ارتباطات ما آشکارتر، صادقانه تر و مناسب تر می شود زیرا به این نتیجه می رسیم که افکاری اندیشمند داریم و به همین دلیل از آشکارشدن ها هراسی به دل راه نمی دهیم.
در صورت ضعف اعتماد به نفس ارتباط ها تیره است زیرا به اندیشه و احساس خود مطمئن نیستیم و از واکنش شنونده ی خود می ترسیم. ( علتش این است که همانندها یکدیگر را جذب می کنند )   

اشخاص با عزت نفس بالا جذب اشخاص با عزت نفس زیاد می شوند.

هرچه عزت نفس ما سالم تر باشد به دیگران احترام بیشتری می گذاریم و با آن ها برخورد بهتر و منصفانه تری می کنیم.

” عشق “

اگر خود را موجودی دوست داشتنی بدانیم، می توانیم از ظرفیتی برخوردار شویم که دیگران را دوست بداریم.

رابطه عشق، به نظر طبیعی می نماید، خیرخواهی و بذل توجه به نظر طبیعی می رسد. خوشبختی و سعادت نگرانمان نمی کند.

مانعی بر سر خوشبختی و سعادت عاشقانه از این هراس بزرگ تر نیست که خود را شایسته عشق ندانیم و بر این اعتقاد باشیم که جز رنج و محنت سرنوشتی انتظارمان را نمی کشد.

همه ما شنیده ایم که می گویند ” اگر خودتان را دوست نداشته باشید، نمی توانید دیگران را دوست بدارید”.

اگر من خود را دوست داشتنی ندانم، دشوار است قبول کنم که دیگری مرا دوست بدارد اگر خودم را نپذیرفتم، چگونه می توانم عشق دیگری را به خودم پذیرا گردم؟

مهر و محبت ما را دچار سردرگمی می کند چون خود را ارزشمند می دانیم و قبولش دشوار است که فرد دیگری مرا دوست بدارد.

حتی اگر آگاهانه احساس دوست داشتنی وجودی ” شگفت انگیز ” معرفی کنیم، برداشت ضعیفی که از خود داریم در اعماق وجودمان باقی می ماند تا در مناسباتمان موفق نشویم؛ این گونه به خرابکار عشق تبدیل می شویم.

عشق را امتحان می کنیم و برای رسیدن به آن می کوشیم، اما احساس امنیت درونی وجود ندارد.

هراسی در دل داریم که نصیب ما درد و تألم است. از این رو کسی را بر می گزینیم که ما را ترک می کند و تنهایمان می گذارد.

یا اگر کسی را پیدا کردیم که با او رسیدن به خوشبختی امکان پذیر است از او تضمین های بیش از اندازه می خواهیم و بر او احساس مالکیت می کنیم و به دنبال راهی هستیم که :

چرا همیشه عاشق مردی نا مناسب می شوم ؟

وقتی پای صحبتش می نشینید در می یابید در 7 سالگی پدر و مادرش جدا شده اند.

مادرش بارها بر سر او فریاد زده ” اگر تو نبودی این همه درد سر درست نمی شد “.

در سن بلوغ در می یابد که شایسته عشق و محبت نیست، با این حال خواهان عشق یک مرد است اما زندگیش دوامی ندارد.

شناخت الگوی رفتاری خود یکی از راه های افزایش عزت نفس است.

” اضطراب خوشبختی “

بسیار متداول است، خوشبخت شدن می تواند ندایی درون ما ایجاد کند، من شایسته ی خوشبختی نیستم.

ممکن است بگوید که خوشبختی را دوامی نیست. یا، راهم به سقوط ختم می شود و یا اگر خوشبخت تر از پدر و مادرم بشوم، آن ها را کشته ام ؛

یا زندگی اینگونه نیست، یا مردم به من غبطه می خورند و از من متنفر می شوند. یا خوشبختی توهمی بیش نیست. یا، هیچ کس خوشبخت نیست، به چه دلیل من باید خوشبخت باشم ؟

به نظر عجیب می رسد اما آنچه بسیاری از ما بدان احتیاج داریم

“شجاعت تحمل خوشبختی است ” .

باید خوشبختی را تحمل کنیم تا آن روز که باور کنیم این خوشبختی ما را نابود نمی کند و بنابراین لازم نیست که نابود شود. باید با این نراهای ویرانگر، مباحثه کنیم و از آن ها نگریزیم، باید آن ها را به مبارزه بطلبیم، تا دلایلشان را بازگو کنند. باید صبورانه به آن ها جواب بدهیم و اشتباهاتشان را بر ملا کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *